أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

443

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

از عبارت شريف قرآنى « فقال لهم . . . » ( البقرة / 234 ) . ( 466 ) 19 / 8 « ايشانرا گفت » . جز « ايشا » چندان در دستنوشت روشن نيست . ( 467 ) 19 / 9 « چهارپايان . . . . . . » . در تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 2 ، ص 275 ) آمده است : « و چهارپاهايشان نيز بمردند . » . ما درست نمىدانيم در رويهء 30 دستنوشت ما ، پس از « چهار پايان » لفظ يا الفاظى هست ( يا بوده ) يا نه ؛ نقطه‌چين را به احتياط گذاشته‌ايم . ( 468 ) 19 / 9 « [ . . . ] » . نغزك : مطالب اين صفحه مربوط به فرخنده آيت 249 از سوره فرّخ بقره است . طبعا بين صفحهء 30 و 31 از دستنوشت صفحه‌هائى بوده است كه امروز نيست و چنگك و نقطه‌چينها نمايندهء افتادگى دستنوشتست . ( 469 ) 19 / 10 « چون لشكر نزديك هم رسيذ » . « هم » ، از سر ، پيوسته به پوشيدگى است ، و شايد ادامهء لفظي باشد يا پيش از آن لفظي بوده باشد . رسيذ هم - كه ظاهرا به خطّ اصلى است - بالاى « هم » و در سوى چپ نوشته شده است . جمله بىاشكال به نظر نمىرسد . شايد صورت درست جمله اين باشد : « چون دو لشكر نزديك هم رسيذند » - و اللّه اعلم بحقائق الأمور . ( 470 ) 19 / 11 و 12 « و لشكر » ، « آنانك » . چندان در دستنوشت روشن نيست . ( 471 ) 19 / 12 « دل بر مرگ نهاذه بودند » . دل نهادن بر چيزى : رضا دادن بدان ، خود را آمادهء پذيرفتن آن كردن ، تن دادن به چيزى ، گردن نهادن به چيزى ، منتظر آن بودن . « هر كه ننهادست چون پروانه دل بر سوختن * گو حريف آتشين را طوف پيرامن مكن » ( سعدى ) « روى بر خاك و دل بر هلاك نهاد » ( گلستان ) . ( لغتنامهء دهخدا ) . ( 472 ) 19 / 12 « اميد » . هم به تشديد ميم و هم بىتشديد ميم ، در متنهاى كهن به كار رفته است . به تشديد ميم : « نقش امّيد چون تواند بست * قلمى كز دلم شكسته‌ترست » ( خاقانى ) بىتشديد ميم : « اميدم چنانست كز كردگار * نباشى جز از شاد و به روزگار » ( فردوسى )